اهاي با توام
توئي که تو خيابون تو سرما و تنهائي داري ذره ذره ميميري
اهاي با توام
توئي که تو صف هاي طولاني با پاهاي درد کشيده و لبخندي محو ايستادي
اهاي با توام
توئي که تو خيابون نزديک باجه تلفن نشستي و گوشهاتو به ديوار چسبوندي
اهاي با توام
توئي که سر چهار را ايستادي تا کسي براي کمک صدات کنه
اهاي شماها
به دفن کننده هاتون کمک نکنيد
بدون جنگ وا نديد
قلبتون را وا کنيد
ما داريم ميائيم خونه
به ما نگيد که هيچ اميدي نيست
همگي دست در دست خواهيم ايستاد
چون بدون هم همگي برزمين خواهيم افتاد
از اهنگ جاودانه پينک فلويد
+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت
|

