تبليغاتX
درد مشترک
شهناز خانوم دوستم را میگم
چند روزی است که فکرم را خیلی مشغول کرده 
در بدر دنبال یه دختره خوب میگرده واسه پسرش سعید
میگه فریده خانوم یه دختر میخوام که با حجاب باشه خوشکل باشه
گفتم سعید چه میگه  خودش موردی را سراغ نداره
گفت چرا اتفاقا یه موردی هست که خودش مدتها باهاش دوسته تو خیابون باهم
اشنا شدند همدیگه راخیلی دوست دارند ولی اون نه بدرد نمیخوره
گفتم چرا مگه اونو دیدی گفت نه ولی معلومه کیه
این دخترای که تو خیابون با این و اون دوست میشن نخ میدن بدرد نمیخورن
تورا خدا فریده خانوم برام دنبال یه دختر باش برای سعید  اخه سعید خیلی پاکه
حیرون مونده بودم چی بهش بگم
+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |
همیشه به ازدواجم به دید تمسخر نگاه کردم
یادم میاد 14سالم بود یک روز میهمان داشتیم تو حیاط بودم از سر کنجکاوی
سرک کشیدم تو اتاق ببینم کی اومده مادر بزرگم تو حیاط بود تا مرا دید گفت سرتو
پایین بیار زشته این خواستگار تو است خلاصه چه دردسرتون بدم دو سال بعد مرابردند به یک جایی به اسم محضر
یک اقای هم اومد بغل دستم نشست یک دفترچه مانندی هم گذاشتند جلوی ما قرار بود ما تو اون امضا بکنیم
اقای بغل دستیم امضا کرد خودکار را داد دست من که امضا کنم یک ان متوجه انگشت دستش شدم که نصفه است چندشم شد یک چادر کشیده بودن رو سر من
قرار بود سرم را بلند نکنم اطرافیون حرف میزدند ما امضا میکردیم
امروز بعد 22 سال از ان ماجرا بارها و بارها به دخترم گفتم و میگویم پیش از ازدواج 2تا 5تاهرچند انتخاب کن ارتباط برقرار کن
تا روزی که قراره انتخابت کنند بدونی که چه رنگی چه مدلی چه سایزی چه قیمتی چه طرحی معیارت است
حرف اخرم هم بهش زدم گفتم اگه یه روزی من بودم یا نبودم اجازه نده که نرخی را به عنوان مهریه بزارند روی تو
اخر میدونید چیه به نظر من بزرگترین توهین به یک دختر اینه که بشینه تا انتخابش کنند بعد هم براش نرخ بزارن 
نظر شما چیه؟
+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM