تبليغاتX
درد مشترک

  چند روز پيش يكي از دوستان از من خواسته بود كه براي تعليم رانندگي همراه با مربیش همراهيش كنم . چون طبق قانون راهنمائی و رانندگی  اگر مربي رانندگی هم جنس هنرجو نباشد  شخص ثالثی بايد او را همراهي كند!!

دوستم به من گفته بود که روز قبل دخترش که 3 ساله میباشد را به همین منظور همراه خود برده بوده و ظاهرا بزرگسال نبودن و کم سن و سال بودن بچه اش موجب مشکلات و درگیری هایی برایش شده بوده است تا جائی كه مربيش با نگرانی به او میگوید که : چنانچه مشکلی پیش آید خود ایشان، دوستم،  مسئول و متوجه آن خواهند بود!!

آنچه از دیروز ذهن من را سخت به خود مشغول کرده است طبیعت وجودی چنین قانون و فرهنگیست که ارزش، شخصیت، فرزانگی و کرامت والای انسان را به موجود و ابزاری صرفا جنسی و متوحش و بی حساب وکتاب تقلیل میدهد تا جائی که در نبود شخص ثالثی این موجود مرتکب همه گناهان " کبیره "!! میشود.

 مشغولیات ذهنی ناشی از پدیده ای این چنین  غیر امروزی این سئوال را پیش روی من گذاشته است که آیا تحقیری فراتر از این میتواند متوجه انسانی بالغ باشد!؟  در فضائی این چنین مسموم و مضطرب و محقر و محدود چگونه انسان میتواند با فراغت ذهن و روان   تعلبم رانندگی ببیند و تربیت و رفتار مناسب با جاده و استفاده متناسب از اتومبیل و خیابان را کسب کند؟  آیا شمار مرگ و میر ناشی از تصادفات هر روزه جاده و خیابان در گوشه و کناراین مرز و بوم به نوعی نیز ناشی از تعلیم  رانندگی های از ابتدا این چنین از بیخ و بن بی اساس  و نا مربوط به رانندگی نمیتواند باشد؟  مسئله مهم و مورد تقدم آیا توجه شایان و تمرکز مخصوص بر رانندگی و تعلیم صحیح بر مقررات مربوط به آن است  یا  هم و غم  و نگرانی بی مربوط به نا هم جنس بودن و نا محرم!! بودن معلم و دانش آموز!!؟؟ 

"...به کجا برم من این غم ..."؟؟

+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |
ایا به راستی سهم تو از زندگی این است؟

faghr

عکس پست حاضر باز قطره ای کوچک از اقیانوسی از فقر مردم نگون بخت من است در این ناکجا اباد

 که بنا به امار رسمی و اطلاعات موجود از نظر معادن و منابع مادی ان عملا میتواند در رده کشورهای بسیار ثروتمندمحسوب شود. متاسفانه گله گله مردم را میبینیم که مستمر و مدام برای بدست اوردن کفی نان اینگونه ارزش خود را به حراج میگذارند

 

مادر من .پاداش خونین تو از برای کدامین نماز قضا گشته است؟

ستون سست کدامین سقف بی اساس از گذار بی ازار تو لرزیده است ؟

سیب گندیده کدامین فردوس بی درخت  شاهد این همه بی عدالتی برای تو است ؟

با توام!توئی که با پاهای درد کشیده همچنان لبخند بر لب داری

تو که جز نماز عشق نگذاردی به درگاه عشق

و جز به پای خورشید سر به سجده نبردی هرگز

اه ای مادر من.اوای حزینت را بر گوش ناشنوای کدام اسمان سیاه بر خوانی اخر

 

عکس پست حاضر از سایت:کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران میباشد

 

+ نوشته شده توسط فریده در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM